@سفيد@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفيد برگ سفيد لاى صفحات کتابى گذاشتن برات سفيد مهر بلوط سفيد بنفشه گل سفيد وحشى به رنگ طلاى سفيد تا اندازه اى سفيد تشکيل خاک خاکسترى يا سفيد تفوق سفيد پوستان بر نژادهاى ... توت سفيد ... که حاشيه اش سفيد است و قبل ... جگر سفيد جامه سفيد حمايل دار جامه ى سفيد و بلند جانور پيشانى سفيد جانور سفيد صورت ... بال هاى سياه و سفيد حواله سفيد مهر که مقدار ... حوله سفيد خربق سفيد خربق سفيد عطسه آور خريق سفيد خز سفيد خط سفيد پيشانى اسب خوک سفيد از نژاد يورکشاير خوک سفيد انگليسى واژه هاى شامل سفيد ـ (178) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8