@سفيد@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفيد خيلى سفيد داراى طلاى سفيد داراى مو هاى سفيد داراى موى زرد مايل به سفيد داراى موى سفيد ... گذشته و به رنگ سفيد در آيد درخت راج سفيد گل سواحل ... درختان چوب سفيد دفترچه سفيد دقطامون سفيد دو صفحه سفيد اول و آخر کتاب دودمان سفيد خون رئيس يا ريش سفيد ايالت رداى کتانى سفيد و گشاد کشيشان رنگ پريده يا سفيد شدن ... يا کرم نزديک رنگ سفيد ريش سفيد ريش سفيد قوم زاج سفيد زر آوند سفيد ... سازنده گويچه هاى سفيد سگ چشم سفيد سبز مايل به سفيد سفيد پوست سفيد پوست کردن واژه هاى شامل سفيد ـ (178) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}