@سفيد@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفيد سفيد چون زنبق سفيد گذاردن قسمتى از نقاشى سفيد کارى کردن سفيد کردن سفيد دارو سفيد شدن سفيد شدن به وسيله ... سفيد شونده سفيد مايل به تار سفيد مايل به خاکسترى سفيد مويى سفيد همچون برف سفيد يکدست ... موجد گلبول هاى سفيد خون ... تبديل بذره سفيد يا بيرنگ ... سنگ آهک سفيد رنگ سوسن سفيد شخص بور و سفيد پوست شخص مو زرد و سفيد پوست شراب سفيد شراب سفيد پر الکل و تلخ شستشو و سفيد کنى پارچه ... که چيزى را سفيد مى کند صفحه سفيد آغاز و پايان کتاب صفحه سفيد اول و آخر کتاب واژه هاى شامل سفيد ـ (178) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}