@سفيد@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سفيد مرمر سفيد مه سفيد مواد معدنى سفيد رنگ موم سفيد موى سفيد ميخک گلبرگ سفيد يا زرد نژاد گوسفند سفيد رنگ انگليسى نژاد سفيد پوست نژادهاى غير سفيد پوست نامه سفيد نان سفيد نزديک به سفيد نسبتا سفيد ... پوستان و سفيد پوستان آفريقاى ... نفت سفيد نوار سفيد زير نيمکره هاى مغز نور سفيد التهاب نور سفيد دادن ... آبى و نقش آن سفيد است ... گويچه هاى سفيد خون که ... ... بلند و نرم سفيد رنگ يا رنگين ... نوعى شراب تلخ و سفيد اسپانيايى نوعى شراب سفيد هيدروکاربن سفيد و متبلور ورقه سفيد واژه هاى شامل سفيد ـ (178) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}