@سقوط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سقوط دچار سقوط و اضمحلال شدن سبب سقوط سقوط پياپى شهاب هاى ثاقب سقوط کردن سقوط کردن هواپيما سقوط با صداى سنگين سقوط برف سنگين سقوط سنگين سقوط ناگهانى سقوط ناگهانى حکومت و غيره سقوط و زوال تدريجى مرض مسير سقوط ناگهان سقوط کردن