@سلامتى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سلامتى ... نسبت به سلامتى و تندرستى ... ... بيهوده راجع به سلامتى خود ... بيهودى راجع به سلامتى خود باده نوشى به سلامتى کسى به سلامتى به سلامتى کسى باده نوشيدن به سلامتى کسى نوشيدن دوره سلامتى و هوشيارى سلامتى و خوشى نوشنده به سلامتى کسى وسواس سلامتى