@سلطنت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سلطنت چوگان سلطنت اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسيح برتخت سلطنت نشاندن ... که مقام سلطنت بر آنها ... ... عليه مقام سلطنت يا حکومت سال شصتم سلطنت ويکتوريا ملکه ... سلطنت کننده سلطنت تابع سلطنت ديگرى سلطنت مطلقه سلطنت يا حکمرانى کردن سيستم سلطنت استبدادى طرفدار سلطنت طرفدار سلطنت جيمز اول ... ... دوره يک سلطنت با دوره ... مدت نيابت سلطنت ... به دوره سلطنت جيمز اول ... ... به زمان سلطنت ملکه ويکتوريا مربوط به نيابت سلطنت معتقد به سلطنت هزار ساله مسيح مقام سلطنت نيابت سلطنت هواخواه سلطنت هواخواه سلطنت ارثى و مشروع وابسته به سلطنت وابسته به نيابت سلطنت
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}