@سلطنتى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سلطنتى گارد سلطنتى محافظ جان ... از خانواده سلطنتى اصطبل سلطنتى اعضاى خانواده سلطنتى ... در شوراى سلطنتى شرکت مى ... امتيازات سلطنتى ... داراى امتيازات سلطنتى بوده ... و مهردار سلطنتى و مشاور ... خانواده سلطنتى پلانتاژنت انگليس خانواده سلطنتى تودور در انگليس خانواده سلطنتى قديم انگلستان داراى عصاى سلطنتى ... و اختيارات سلطنتى بودن دفتر مهردار سلطنتى رژيم سلطنتى طرفدارى از رژيم سلطنتى عصاى سلطنتى قدرت يا اقتدار سلطنتى قصر سلطنتى قلمرو سلطنتى لژ سلطنتى مهر سلطنتى نگهبان دژ سلطنتى نشان خانواده سلطنتى قديم فرانسه وابسته به حکومت سلطنتى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}