@سلول@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سلول سلول گشنيده شده يا لقاح شده سلول کوچک سلول آتشى سلول اوليه جنس نر سلول بيضه سلول بيگانه خوار سلول تخم سلول تغيير يافته و ... سلول توليد کننده سلول جنسى سلول جنسى که از نظر ... سلول جنسى بالغ قابل تکثير سلول جنسى جلبک ها و قارچ ها سلول جنسى ماده سلول جنسى ماده بزرگتر سلول حاصله از تقسيم ... سلول خوارى سلول دار سلول دندانى سلول دوکى شکل بافت همبندى سلول زندان سلول غار سلول فوتوالکتريک سلول لنف سلول موجد تخم سلول مولد تخمچه واژه هاى شامل سلول ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}