@سلول@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سلول سلول ميکروب خوار کوچک سلول نرسيده لنفى سلول نطفه سلول نطفه ماده سلول هاى استوانه اى ... سلول هاى بزرگترى که ... سلول هاى عاج ساز سلول هاى عصبى يک قطبى سلول هاى موجد گلبول ... سلول يک نفرى سلول يک هسته اى سلول يا حفره تخمدان مرکب سلول يا عضو سازنده سلول جنسى ... و از آن سلول جنسى به وجود ... شکافتن سلول شاخه هاى متعدد سلول هاى عصبى ... هاى شيميايى سلول و بافت ... ... خون و سلول هاى سازنده ... ... ى خارجى سلول هاى زنده ... لقاح دو سلول جنسى متفاوت ليف درخت يا سلول مانند سلول محصول زوال و فساد تدريجى سلول ... هايى مانند سلول هاى جنسى ... ناشى از سلول هاى جدارى و بدنه واژه هاى شامل سلول ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}