@سمت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سمت از لحاظ سمت در سمت راست در سمت راست کشتى سمت پاپى سمت پناه دار سمت پناه دار کشتى سمت چپ سمت چپ کشى سمت چپ ترين سمت الراس سمت الشمس سمت القدم سمت راست سمت راست کشتى سمت سخنرانى سمت سلحشورى سمت يا حوزه يامحل اقامت يکنفر ... ظاهر شده روى همان سمت بدن متوجه به سمت داخل واقع در سمت پناه دار کشتى واقع در سمت چپ واقع در سمت راست کشتى ... تخته واقع در سمت باد پناه قايق