@سمى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سمى پادزهر سمى و بدبوى آفريقا پيچک سمى آمريکايى گاز سمى گون سمى گياهان سمى قاتل موش کاغذ سمى مگس کش توليد کننده محصولات سمى داروى سمى دانه سمى کرچک و خود اين گياه سماق سمى سماق سمى آمريکايى قارچ سمى ماده سمى در گوشت فاسد مار سمى آبزى جنوب آمريکا مار سمى و خطرناک هندى مبحث دارو هاى سمى مواد آلى قليايى سمى که در اثر ... مواد سمى که از باسيل ... يک نوع مار سمى يا افعى