@سنج@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سنج خورشيد سنج دانگ سنج دايره سنج دروغ سنج دستگاه انحراف سنج زاويه دستگاه بخار سنج هوا دستگاه تنفس سنج دستگاه سرعت سنج هوا دم سنج دو رنگ سنج دور سنج ذره سنج رشد سنج کودک رطوبت سنج رنگ سنج روشنايى سنج ريز سنج ريه سنج زاويه سنج زاويه سنج طول ياب زلزله سنج زمان سنج زمان سنج بلادرنگ زمان سنج خودکار زمان سنج رقمى واژه هاى شامل سنج ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5