@سنج@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سنج مساحت سنج مسافت سنج مصرف سنج منحنى سنج ميله مدرج سطح سنج نکته سنج نبض سنج نم سنج نمک سنج نور سنج نوسان سنج نيرو سنج برق وابسته به گوشى طبى يا ضربان سنج وابسته به ولتاژ سنج وزن سنج وقت سنج ولت سنج ولتاژ سنج ولتاژ سنج برقى واژه هاى شامل سنج ـ (119) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5