@سنجش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سنجش کاربرد وسايل سنجش آلات و ادوات سنجش رطوبت هوا آلت سنجش گرماى زياد آلت سنجش گنجايش تنفس ريه آلت سنجش فشار خون آلت سنجش فواصل زمانى آلت سنجش نيروى کشش و ... آلت سنجش وزن ويژه مايعات آلت مخصوص سنجش درجه نفوذ ... اسباب سنجش توالى و تسلسل الاکلنگ با سنجش زمان با سنجش زمان جريب فرنگى براى سنجش زمين ... اندازه گيرى و سنجش و قياس اشياء ... سريع براى سنجش حافظه و ... دستگاه سنجش حرکات زمين دستگاه سنجش شدت انفجار دستگاه سنجش قدرت کار عضلانى دستگاه سنجش قوه ى سامعه دستگاه سنجش وزن مخصوص روغن سنجش ارزش برحسب معيار جديدى سنجش ارزش برحسى معيار نوينى سنجش افکار اجتماعى سنجش برحسب ميل سنجش روابط افراد جامعه واژه هاى شامل سنجش ـ (40) : 1 , 2