@سند@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سند سند منبع سند واگذارى تيول سند يا قبض مدت دار سند يا مهر صاحب سند مالکيت مبنى بر مدرک يا سند متمم سند يا نوشته متن سند مقدمه سند هر کتاب يا سند مستند و قابل ... وصيت نامه يا سند ديگرى واژه هاى شامل سند ـ (36) : 1 , 2