@سنگر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سنگر از نو سنگر سازى استحکام يا سنگر موقتى با سنگر يا بارو محصور شده خندق باريک جهت سنگر گيرى داراى سنگر موقتى زير زمينى کردن در سنگر قرار دادن سنگر بزانو سنگر بندى سنگر خارجى سنگر سنگى سنگر و پناهگاه زير زمينى سنگر و استحکامات سوراخ برج يا سنگر سوراخ سنگر