@سنگين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سنگين پارچه پشمى سنگين پارچه زربفت ابريشمى سنگين چکش سنگين چکمه سنگين پاشنه دار ... ريخته مخصوص سنگين کردن ته ... چيز سنگين چيزى را سنگين بزمين زدن کارد بزرگ و سنگين کت کوتاه و سنگين کج و سنگين راه رفتن کشتى سنگين و کندرو کفش خشن و سنگين کفش هاى زمخت سنگين آدم خپله و سنگين آدم دست سنگين آهسته و سنگين درحرکت اپراى سنگين اتوى سنگين ارابه سنگين و بزرگ با چيز پهن و سنگين زدن بار سنگين بار سنگين مصائب و سختيها بار سنگين نهادن بر بنزين سنگين تقاضاى سنگين واژه هاى شامل سنگين ـ (70) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}