@سه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه پرچم سه گوش پرچم ملى سه رنگ فرانسه پرستنده سه خدا ... به معنى داراى سه قسمت و سه ... چيز سه انشعابى چيزى که سه پايه داشته گروه سه تايى گروه سه صورتى گوزن نر سه ساله کت دو يا سه دکمه کشتى داراى بادبان سه گوش کلاه سه ترک کلمه اى داراى سه هجا که هجاى ... کلمه سه حرفى کلمه يا حرف سه صوتى کمانچه سه سيمه قديمى ... آجرى داراى سه پايه کار ... ... که کمتر از سه درصد ذغال دارد ... اجتماع سه ستاره با هم ارابه يا درشکه سه اسبه استقرار سه ستاره در خط مستقيم اعتقاد به وجود سه شخصيت در خدا افزايشگر با سه ورودى با دقت سه برابر با سه نشانى واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}