@سه@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه ضربان نبض به طور سه ضربه اى ... کتابخانه با اعداد سه رقمى که تقسيمات ... عکس بردارى برجسته نما و سه بعدى عکسى که در سه قاب تهيه کرده ... عبادت سه روزه عصاى سه دندانه فاصله سه گام فاصله سه آهنگ قسط سه ماهه قسمت کننده به سه بخش ... مرکب از سه مصرع مساوى ... ... نواختن يا خواندن سه نفر لالکى سه خار لامپ سه قطبى ماهيچه سه سر متکلم به سه زبان مثلث سه گوش مجموعه سه تايى مجموعً سه چيز مدت سه ماه مزد سه ماهه معتقد به وجود سه اقنوم در خداى ... نبض سه ضربه اى نت هاى سه تايى را بسرعت ... نورالژى عصب سه قلو واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}