@سه@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه ضربان نبض به طور سه ضربه اى ... کتابخانه با اعداد سه رقمى که تقسيمات ... عکس بردارى برجسته نما و سه بعدى عکسى که در سه قاب تهيه کرده ... عبادت سه روزه عصاى سه دندانه فاصله سه گام فاصله سه آهنگ قسط سه ماهه قسمت کننده به سه بخش ... مرکب از سه مصرع مساوى ... ... نواختن يا خواندن سه نفر لالکى سه خار لامپ سه قطبى ماهيچه سه سر متکلم به سه زبان مثلث سه گوش مجموعه سه تايى مجموعً سه چيز مدت سه ماه مزد سه ماهه معتقد به وجود سه اقنوم در خداى ... نبض سه ضربه اى نت هاى سه تايى را بسرعت ... نورالژى عصب سه قلو واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12