@سه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه با نشانى سه گانه بادبان سه گوش بادبان سه گوش کوچک بادبان سه گوش جلو کشتى بادبان سه گوش قايق هاى تفريحى بادبان سه گوش يا مربع شکل سبک بازى سه نفرى ... خرچنگى داراى بدن سه بند بنفشه سه رنگ به سه بخش تقسيم کردن به سه بخش تقسيم شده به سه بخش مساوى تقسيم کردن به سه شاخه تقسيم شدن به سه قسمت تقسيم کردن به سه قسمت منقسم شدن به طور سه برابر به قوه سه رسيدن تکه سه گوش ترکيب سه بنيانى ترکيب شيميايى داراى سه ملکول آب تصوير سه بعدى تقسيم به سه بخش تقسيم به سه قسمت تقسيم وجود انسان به سه قسمت تهيه در سه نسخه واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}