@سه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه با نشانى سه گانه بادبان سه گوش بادبان سه گوش کوچک بادبان سه گوش جلو کشتى بادبان سه گوش قايق هاى تفريحى بادبان سه گوش يا مربع شکل سبک بازى سه نفرى ... خرچنگى داراى بدن سه بند بنفشه سه رنگ به سه بخش تقسيم کردن به سه بخش تقسيم شده به سه بخش مساوى تقسيم کردن به سه شاخه تقسيم شدن به سه قسمت تقسيم کردن به سه قسمت منقسم شدن به طور سه برابر به قوه سه رسيدن تکه سه گوش ترکيب سه بنيانى ترکيب شيميايى داراى سه ملکول آب تصوير سه بعدى تقسيم به سه بخش تقسيم به سه قسمت تقسيم وجود انسان به سه قسمت تهيه در سه نسخه واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12