@سه@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه داراى سه غشاء سلولى ابتدايى داراى سه فاصله کانونى و مرکزى داراى سه قسمت داراى سه لخت داراى سه متغير داراى سه ملکول داراى سه نشريه داراى شکل سه تايى در حدود سه ماه در سه نسخه در سه نسخه تهيه کردن در مبناى سه درد عصب سه قلو درست شده از سه قسمت دريچه سه لختى دسته سه تايى دو يا سه قلاب ماهى گيرى ... دوره سه ساله دوره سه ماهه رسن سه لا مخصوص کشيدن چيزى رقص نشاط انگيز سه ضربى لهستانى رمز با افزونى سه زاويه سه بعدى مخروط و امثال آن زمين سه گوش سگ سه سرى که پاسبان دوزخ بوده واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}