@سه@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سه سه گوشه دو پهلو برابر سه گوشى سه گوشى کنار شيروانى سه کانونى سه کش سه اتمى سه ارزش سه ارزشى سه اسب سه اسمى سه اقنومى سه انگشتى سه انشعابى سه بابى سه بار سه بخش کردن سه بخشى سه بر سه برگ سه برگچه اى سه برگچه اى سه گانه سه برگى سه برابر سه برابر چيزى بودن سه برابر کردن واژه هاى شامل سه ـ (299) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12