@سهره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سهره خانواده سهره سهره کاکل قرمز آمريکايى سهره کوچک اروپايى شبيه بلبل زرد سهره آمريکاى شمالى سهره آمريکايى سهره اروپايى سهره خانگى سهره سرخ رنگ آمريکايى سهره منقار بزرگ و گردن کوتاه سهره و انواع آن سهره و سينه سرخ و مانند آنها يک جور سهره