@سهم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سهم گواهى سهم کسى که نيم سهم مى برد ب هاى رسمى سهم بازى کننده سهم کسى در نمايش به حرکت آوردن سهم بى سهم زارع سهم گير سهم گرفتن سهم کسى را خريدن سهم الارثى که در زمان ... سهم بردن سهم برده سهم بزرگتر سهم بندى کردن سهم دادن سهم دادن در سهم دار سهم قرضه سهم ممتاز سهم منتشره شرکت که ... سهم موروثى شبيه سهم يا تير و کمان صاحب سهم قيمت واقعى سهم که روى ...