@سوء@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوء ... و نادرست و بد و سوء گرفتار سوء تغذيه کلمه متضاد سوء هاضمه از روى سوء ظن با سوء نيت به طور سوء اداره کردن جنون ايجاد سوء ذن شديد ... خالى از اشتباه و سوء تفاهم دچار سوء تغذيه داراى سوء نيت سوء اداره سوء استعمال سوء استعمال کلمات سوء استفاده سوء استفاده کردن سوء استفاده از اختيار قانونى سوء استفاده از استعدادهاى خود سوء تعبير سوء تغذيه سوء تفاهم سوء تفاهم کردن سوء تناسب سوء خورد سوء رفتار سوء ظن واژه هاى شامل سوء ـ (34) : 1 , 2