@سوارى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوارى چکمه رکابى و ساقه بلند سوارى چکمه سوارى چرخ فلک سوارى گله دارى و اسب سوارى و حشم دارى آموزشگاه اسب سوارى اسب کوچک سوارى اسب سوارى اسب سوارى يا بارکش تمرين اسب سوارى از روى مانع خودرو سوارى خودرو سوارى بزرگ خودرو سوارى داراى دو ... در سوارى پيش افتادن از درشکه سوارى کردن دوچرخه سوارى دوچرخه سوارى کردن روروک سوارى کردن سوارى کردن شلوار چسبان سوارى ماشين سوارى مربوط به اسب سوارى مسابقه نيزه سوارى موج سوارى هنر اسب سوارى
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}