@سود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سود کارپر سود يا پر موفقيت کربنات دو سود مشتق از ... ... ايشان را از سود بردن باز مى ... کسى که سود مى برد کم سود بدون سود بعلاوه سود معينى به صورت سود ناويژه به دست آوردن بى کربنات دو سود بى سود بى سود و زيان بى سود و زيان شدن حساب سود و زيان سهام صادره بابت سود سهام سهيم کردن کارگر در سود کارخانه سود آور سود باد آورده سود بردن سود بردن از سود خوار سود ساده سود سرمايه سود سهام سود ويژه طالب سود آنى واژه هاى شامل سود ـ (29) : 1 , 2