@سوراخ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوراخ پر از سوراخ پر از سوراخ کردن پنير سوراخ سوراخ سوئيسى پيچ سر سوراخ ... هاى آن سوراخ وجود دارد چمن سبز نزديک محل سوراخ گلف چيزى که سوراخ سوراخ يا ... گشادتر کردن سوراخ ... ساعت کار آن را سوراخ کنند ... يا کيسه سوراخ سوراخ زنانه آچار چوبى سوراخ دار آغاريقون پر سوراخ آلت درخت سوراخ کنى از سوراخ نگاه کردن از سوراخ يا لانه بيرون کردن از ميان سوراخ هاى ريز نفوذ کردن ايجاد سوراخ ايجاد سوراخ کردن ايجاد سوراخ بامته با چنگک سوراخ کردن با چيز نوک تيز سوراخ کردن با سوراخ هاى لبه اى با سوزن سوراخ کردن با نيزه سوراخ کردن بامته سوراخ کردن واژه هاى شامل سوراخ ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}