@سوراخ@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوراخ بانوک سوراخ کردن بى سوراخ ... را در سوراخ آن انداخته ... ... طور کمربندى سوراخ مى کند در شکاف يا سوراخ انداختن دريچه سوراخ سوراخ دهانه يا سوراخ روزنه يا سوراخ بسيار ريز و خرد زمين سوراخ کن سرتاسر سوراخ کردن سرتاسر سوراخ شدن سوراخ پيش بر سوراخ چيزى را بند آوردن سوراخ گرد بر روى سنگفرش سوراخ گير سوراخ گيره سوراخ گيرى سوراخ کرد سوراخ کردن سوراخ کردن يا کندن سوراخ کليد سوراخ کن سوراخ کن صفحه کليدى سوراخ کننده سوراخ کننده چوب واژه هاى شامل سوراخ ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}