@سوراخ@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوراخ سوراخ کون سوراخ کوه سوراخ آدم رو سوراخ باد سوراخ باريک سوراخ برج سوراخ برج يا سنگر سوراخ بشکه سوراخ بشکه را بستن سوراخ بينى سوراخ بينى مهره داران سوراخ تناسلى سوراخ تنفس سوراخ تور پشه بند سوراخ جاى کليد سوراخ جاى شير آب سوراخ جاى فتيله در ... سوراخ حلقه دار مهره سوراخ دکمه سوراخ دار سوراخ دسته بندى سوراخ دماغه کشتى مخصوص ... سوراخ ديده بانى سوراخ ديده بانى ايجاد کردن سوراخ رديف يازدهم واژه هاى شامل سوراخ ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5