@سوراخ@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوراخ سوراخ روباه سوراخ ريز سوراخ زنجيرى سوراخ زهکشى ديواره کشتى سوراخ زير زمينى سوراخ زيرزمينى سوراخ سطر دوازدهم سوراخ سطر يازدهم سوراخ سنگر سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن سوراخ سوراخ کردن يا بريدن سوراخ سوزن سوراخ شکم خمره يا بشکه سوراخ شدنى سوراخ شده سوراخ شستى سوراخ محل سوخت ريزى به کوره سوراخ مقعد سوراخ ميان گره چوب سوراخ نشدنى سوراخ هاى دماغه کشتى ... سوراخ هاى رمز سوراخ يا دهانه کوچک سوراخ يا شکاف طبيعى ... واژه هاى شامل سوراخ ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5