@سوراخ@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوراخ شکاف و سوراخ چيزى را گرفتن شبيه سوراخ دهان ضربت توپ گلف نزديک سوراخ ... از شکاف يا سوراخ گذراندن عمل سوراخ کردن فلش پشت سوراخ بينى سوسمار قالب سوراخ سوراخ لب سوراخ لوحه سوراخ دار بيضى يا ... ... انداختن پول در سوراخ آن جنس مورد ... ... پول در سوراخ آن انداخته ... مته دستى مخصوص سوراخ کردن سنگ ... پشته بندى سوراخ دار کردن مرجان سوراخ سوراخ نازک و سوراخ سوراخ نخ را از سوراخ سوزن گذراندن نوار کاغذى سوراخ دار نوار سوراخ کن نوار سوراخ دار ... را از سوراخ کوچک تخته ... ... که وسيله سوراخ کردن باشد ... که با آن سوراخ مى کنند هزار سوراخ وسيله سوراخ کردن ... معاينه از طريق سوراخ هاى بدن واژه هاى شامل سوراخ ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}