@سوزن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوزن کار سوزن دوزى آلت سوزن نگهدار گرامافون با سوزن تزريق کردن با سوزن سوراخ کردن به شکل سوزن ... ى کوچک زينتى سوزن نخ و دکمه خراش سوزن ... آنجاها تمايل سوزن مغناطيسى يکسان ... ... ى فرو کردن سوزن در بدن سوراخ سوزن سوزن گلنگدن اسلحه آتشى سوزن آمپول يا تزريق زير جلدى سوزن بان راه آهن سوزن تزريق زير جلدى سوزن دان سوزن دوزى کردن سوزن رفوگرى سوزن زدن سوزن سرنگ و گرامافون و غيره سوزن فرو کردن سوزن مخصوص تزريق زير جلد نخ را از سوراخ سوزن گذراندن
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}