@سوى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوى ... در داخل و به سوى و نه گرايش به سوى احساسات آن سوى آن سوى کشتى که از باد ... ... گاه به سوى دشمن تيراندازى ... ... مقعر و از سوى ديگر محدب ازدحام سوى درون اين سوى برگشت به سوى درون به سوى به سوى آسمان به سوى باختر به سوى باختر رفتن به سوى بالا موج زدن به سوى بندر به سوى جلو به سوى جنوب به سوى جنوب غربى به سوى خاور رفتن به سوى خشکى به سوى درون کشيدن به سوى دريا به سوى ديگر به سوى زمين به سوى سراشيب واژه هاى شامل سوى ـ (54) : 1 , 2 , 3