@سوى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سوى به سوى شرق به سوى شمال به سوى فضا به سوى محور کشنده تک سوى تمايل به سوى بالا ... در يک سوى کشتى آراسته ... توجه به سوى خاور ... کننده به سوى کوهستان براى ... داراى برگ در دو سوى برگدم در آن سوى برگ در سوى رو کننده به سوى درون ريزش چيزى به سوى درون سوى پايين سوى جنوب سوى ديگر سوى ديگر بردن سوى قسمت پناه دارکشتى ... کوژ و از سوى ديگر کاو باشد طرف يا سوى زيرين عازم به سوى ... غيره از يک سوى رودخانه به سوى ... متوجه به سوى زمين ... نشانکه در سوى عبارات نقل ... واژه هاى شامل سوى ـ (54) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}