@سياست@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سياست پيروى از سياست انزوا گرايش به سياست افراطى ... قانون و سياست فاقد اصول ... ... فردى در سياست و اقتصاد اصول سياست اعلاميه سياست دولت اهل سياست با سياست بى اطلاع از سياست سخت گيرى در سياست سياست کناره گيرى سياست آميز سياست اعاده نقاط ايتاليايى ... سياست اقتصاد آزاد سياست انحصارى سياست باز سياست بازرگانى سياست بازى و دغلکارى کردن سياست بافى کردن سياست بى طرفى سياست تجربى سياست ترويج امور خيريه ... سياست جبر سياست خارجى آمريکا مبنى ... سياست خيريه و اخلاقى واژه هاى شامل سياست ـ (44) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}