@سياه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سياه پول سياه پى نخود سياه فرستادن چاى سياه چينى چرک سياه کردن گراور سازى با سياه قلم گرد سياه پلاتين حاصله ... گندم سياه گوسفند آفريقايى سفيد صورت سياه کاکا سياه کائوچو يا لاستيک سياه و سخت کبود و سياه کتاب سياه کلاغ سياه کلاه سياه کهرباى سياه آئين مذهبى سياه پوستان آفريقايى ... آب سياه آبى متمايل به سياه از سياه پوستان ملانزى از نژاد سفيد و سياه اسم کسى را در ليست سياه نوشتن بچه سياه پوست با دوده سياه کردن بازار سياه باقرقره سياه واژه هاى شامل سياه ـ (142) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}