@سياه@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سياه سياه و تاريک سياه و لکه دار کردن سياه يکدست شبيه درياى سياه صداى سياه سرفه صفراى سياه طرفدار جدايى نژاد سفيد و سياه طرفدار سياه پوست عرق جو سياه عروسک سياه و عجيب و غريب عروسک سياه و عجيت و غريب فرستادن دنبال نخود سياه فهرست سياه لکه يا نقطه سياه در ميدان ديد لباس سياه لعل سياه لغت رو مثل سياه رو يا سبزه رو مانند جانور سياه گوش مايل به سياه مرغابى سياه مهر سياه ميناى سياه نژاد خوک سياه آمريکايى نژاد سياه موى سبزه روى نان جو سياه سبوس دار آلمانى واژه هاى شامل سياه ـ (142) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}