@سياه@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سياه ... جدايى بين سياه پوستان و ... نفت سياه نقاشى سياه قلم نقاشى سياه يکدست نوار ابريشمى سياه نوار سياه که نشانه عزادارى است ... پرده پارچه اى سياه رنگ که در ... نوعى سگ شکارى سياه رنگ ... چخماق يا آتش فشانى سياه ... جنس ماده آن سياه رنگ است ... که فقط با سياه روشن و بدون ... ... چيزى به رنگ سياه يا به رنگ ... هنرمندى که سياه قلم کار مى کند واکس سياه وابسته به درياى سياه يک جور چاى سياه يک نوع حروف سياه چاپخانه واژه هاى شامل سياه ـ (142) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6