@سيب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيب گوشت سيب کنياک سيب آب سيب آب سيب ترش انواع سيب زمينى باريکه سيب زمينى سرخ کرده باغ سيب هاى طلايى برش سيب زمينى سرخ کردن برش هاى سيب زمينى را در ... تخم سيب و گلابى و غيره تفاله گوشت يا سيب تفاله سيب خوراک ماهى و سيب زمينى سرخ کرده دکمه يا گره سيب زمينى دانه يا تخم ميوه هايى مثل سيب ... رشته کردن سيب زمينى و ... سوسک آفت سيب زمينى سيب تخم دار سيب دادن سيب دارچينى سيب درشت سيب زمينى سيب زمينى برشته سيب زمينى سرخ کرده سيب زمينى شيرين واژه هاى شامل سيب ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}