@سيخ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيخ اسبابى که سيخ کباب را ... به سيخ کباب زدن به سيخ کشيد به سيخ کشيدن به سيخ زدن روى سيخ يا انبر کباب کردن سيخ کباب سيخ کردن سيخ آهنى يا چوب مخصوص کباب سيخ ايستادن سيخ بخارى سيخ دار سيخ دار کردن سيخ دارى سيخ زدن سيخ زدن به شخص سيخ زن سيخ زننده سيخ زنى سيخ سيخ سيخ شبکه اى سيخ شدن سيخ شدنى سيخ و سه پايه و ... سيخ ياميل کوچک واژه هاى شامل سيخ ـ (32) : 1 , 2