@سير@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سير آبى سير به شکل سير يا پياز تکرار دوره سير تکامل تحولات عظيم سير تکامل تعيين خط سير هواپيما يا ... تغيير و سير تکاملى محيط ... خط سير خط سير کشتى خط سير اتقافى خط سير را منحرف کردن خط سير مسابقه خط سير مسافر خط سير هوايى داراى سرعت سير هواپيماى جت در خط سير محور جسم گردنده ... رنگ آبى سير رنگ ارغوانى مايل به قرمز سير رنگ بنفش مايل به ارغوانى سير رنگ زرد مايل به سبز سير رنگ سبز سير زبرجدى سرعت سير سرعت سير هوايى سير کردن سير کننده در خط مستقيم سير به طرف پايين واژه هاى شامل سير ـ (52) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}