@سير@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سير سير تکامل زندگى سير تکاملى سير دائمى سير زرد اروپايى سير شده سير قهقرايى سير قهقرايى کردن سير قهقهرايى سير نزولى سير نشدنى سير نمک سير و بيزار سير و حرکت کردن سير و نمک عرش را سير کرد فرضيه سير تکامل قرمز سير لعل قرمز سير مادون سرعت سير صوت مبحث مطالعه سير تکامل زبان ... ... به تغيير و سير تکامل يک منطقه ... مرحله سير تکامل و پيدايش ... مرحله سير تکاملى ايجاد ... منطقه خط سير نمودار جريان و سير مواد در کارخانه واژه هاى شامل سير ـ (52) : 1 , 2 , 3