@سيستم@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيستم سيستم کولوئيدى سيستم آبيارى سيستم اجاره زمين در مقابل خدمت سيستم اجرايى سيستم ادارى سيستم ارباب و رعيتى سيستم ارتباط بين اطاق ... سيستم اشتراکى سيستم اطلاعات جغرافيايى سيستم اطلاعاتى سيستم اقتصادى مشترک سيستم باز سيستم باز خوردى سيستم برق چند فاز سيستم بسته سيستم بلا درنگ سيستم تخليه فاضل آب سيستم تقسيم مناسب دولتى ... سيستم حکومت متشکل از ... سيستم حامل سيستم حسابدارى سيستم حمايت از توليدات داخلى سيستم درون کارخانه اى سيستم دفتردارى دوبل سيستم دو پارلمانى واژه هاى شامل سيستم ـ (83) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}