@سيم@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيم ... بر روى يک سيم فرستادن کارخانه سيم سازى اتصالى شدن دو سيم برق از درون سيم کشى شده با بى سيم تلگراف مخابره کردن با سيم و ميله آهن تقويت کردن بدون سيم به شکل سيم در آوردن به وسيله بى سيم عکس فرستادن بى سيم تخته سيم بندى ... امروزه به صورت سيم هاى ريز طلا ... ... آن به وسيله سيم به چند گيرنده ... تلگراف بى سيم تلفن بى سيم تور ظريف سيم مانند داراى سيم پيچ مغناطيسى انحرافى داراى يک سيم يا نخ دوشاخه را به سيم برق وصل کردن روکشى با سيم و زر و غيره سيم پيچ سيم پيچ احساس سيم پيچ تحريک سيم پيچ ثانويه سيم پيچى به شکل استوانه ... واژه هاى شامل سيم ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}