@سيم@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيم سيم نرم خم شو سيم نقاله سيم هادى سيم هوايى سيم يا کابل نقاله شاه سيم شاه سيم بين باجه اى شاه سيم بين دفترى شمش زر يا سيم ... هنگام کشيدن سيم ساز از ... ... فلزى يا قطر سيم و غيره ... وسيله بى سيم فرستاده مى ... قابل سيم کشى ... که به وسيله سيم يا طناب و ... ماشين سيم پيچ ماهى سيم مثل سيم مجراى سيم محل عبور سيم برق در ساختمان ... گيرى ضخامت سيم يا ورق ... موسسه سيم سازى نمودار سيم کشى هسته سيم پيچ ... مستطيلى که به سيم نقاله روى سطل ... يک سيم عود واژه هاى شامل سيم ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}