@سيمى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيمى چاپگر سيمى کارهاى سيمى بافت تورى سيمى تور سيمى تور سيمى نصب کردن حافظه سيمى اندوده خط سيمى لخت خط سيمى هوايى شيشه داراى شبکه سيمى در متن آن طناب سيمى طناب سيمى ضخيم غربال سيمى کارگران غربال سيمى استوانه شکلى ...