@سينما@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سينما پرده سينما بالاترين قسمت آگهى سينما جهان سينما راهنما يا کنترل سينما و غيره ... درنمايش يا سينما بعهده دارد ستاره شدن سينما و غيره ستاره نمايش و سينما شدن صنعت سينما فيلم سينما ... تلويزيون و سينما دوربين را ...