@سيگار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سيگار چپق يا سيگار کشيدن کسى که پشت سرهم سيگار مى کشد اتاق ويژه سيگار کشيدن ... دخانيات کشيدن سيگار و مانند ... ته سيگار سيگار کشيدن سيگار برگ سيگار برگ ارزان سيگار برگ باريک و گران قيمت سيگار داراى فيلتر سيگار فيلتردار فيلتر سيگار نوعى سيگار برگ